فريدون بن احمد سپهسالار
21
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
خوبان را در من و در اجزاى من درخورانيد . گوئى كه جمله اجزاى من در اجزاى ايشان اندر آميخت و شير از هر جزو من روان شد و هر صورتى كه متصور « 1 » مىشود از جمال و كمال و محبت و مزه و خوشى گوئى كه اينهمه از ذات اللّه در شش جهة من پديد مىآيد ، چنان كه كسى جامهء آبگونى دارد و بر آن جامه نقشهاى گوناگون باشد ، همچنان اللّه از خود صد هزار صورت مىنمايد ، در من از حسن و دريافت او و صور با جمالات 36 و خوبان و عشقبازى ايشان و موزونىها و صور عقليات و حور و قصور و آب روان و عجايبهاى ديگر بىنهايت و بلا غايت الى ما لا نهايت ، نظر مىكنم و اين صورتها را مشاهده مىكنم ، كه چندين جمال آراسته در من مىنمايد و هر صورتى كه مىخواهم مىنمايد و مىبينم كه اينهمه از اجزاى من پديد مىآيد و اللّه را ديدم كه صد هزار رياحين و گل و گلستان و سمن زرد و سپيد و ياسمين پديد آورد و اجزاى مرا گلزار گردانيد و آنگاه آنهمه را اللّه بيفشارد و گلاب گردانيد و از بوى خوش وى حوران بهشت آفريد و اجزاى مرا با ايشان درسرشت . اكنون حقيقت نگاه كردم ، همهء صورتهاى خوب صورت ميوهء اللّه است . اكنون اينهمه راحتهاى اللّه به من مىرسد درين جهان و اگر گويند كه اللّه را تو مىبينى يا نمىبينى ؟ گويم كه من به خود نمىبينم ، كه « لَنْ تَرانِي » . اما چو او بنمايد چه كنم كه نبينم و اللّه اعلم » . و اگر كسى خواهد كه كلمات مبارك ايشان را مطالعه كند رسالهاى كه جماعت عزيزان از كلمات ايشان جمع كردهاند در مطالعه آورد ، به اعتقاد تمام در معانى و حقايق آن تدبر و تفكر نمايد ، تا از ثمرهء طيبهء نهال آن بهرهمند گردد و برخوردارى يابد و اللّه ولى التوفيق و الهادى الى اوضح الطريق .
--> ( 1 ) خ ل : مصور